ساریناسارینا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 17 روز سن داره

دختر نازنینم سارینا

23.2.93خدا کمکت کرد

1393/2/29 14:40
نویسنده : مامی فریبا
166 بازدید
اشتراک گذاری

سلام نفسم بوسخوبی امروز روز پدره و بیرون هم جشنه ولی بابایی امروز رفت سر کارو من و تو هم تصمیم گرفتیم که بریم دریا شنا کنی تو اونم چه شنا کردنی غمگینغمگینخلاصه رفتیم دنبال مامانم و داییم که اونا هم با ما بیان بیرون یه کمی بگردن رفتیم پارک تی وی و ماشین و پارک کردیم و لباسات عوض کردم بردمت توی دریا چون این قسمتش همش سنگریزه داشت فقط لب ساحل بودیم که عمق آب یوجبم نبود و تو نشسته بودی و برای خودت بازی میکردی منم اومدم  از آب بیرون رفتم کنار مامانم و تو هم با من همینطور بای بای میکردی که یدفعه توی آب بلند شدی وایسادی که موج زد و تو هم تعادلت از دست دادی و افتادی توی آب منم بدو سریع شروع به دویدن کردم تا خودم برسونم به آب سریع اومدم و از آب درت اوردم و ترسیده بودی خداررررررررررررررررررر شککککککککککککککککککر هیچیت نشده بود و آبم نخورده بودی فقط ترسیده بودی که سریع بغلت کردم و آروم شدی و اومدیم تو ماشین و کمی شیر خوردی و حرکت به سمت خونه و توی راهم که شربت صلواتی خوردیم تا 2.3 روز همش صحنش جلو چشمام بود سریع برات یه اسپند دود کردم و دور سرت چرخوندممممم مامان فدات بشه نفسمی توووووبوسبوس

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

زهرا
29 اردیبهشت 93 13:59
وای منم که داشتم متنتونو می خوندم ترسیده بودم خدا رو شکر که چیزیش نشده انشالله همیشه بلا ازاش دور باشه
مامی فریبا
پاسخ
مرسی عزیزم لطف داری